موضوعات
آخرین مطالب پيوندها
نويسندگان
گنجینه ی ادب پارسی گرمی طبعم از آن است که دل سوخته ام سرخی رویم از این است که خونین جگرم کار عشق است نماز من اگر کامل نیست آخر آن دم که در یاد تو ام در سفرم این چه کرده است که هر روز تورا میبیند ؟ من از آینه به دیدار تو شایسته ترم عهد بستم که تحمل کنم این دوری را عهد بستم ولی از عهد خودم می گذرم مثل ابری شده ام در به در شهر به شهر وای از آن دم که به شیراز بیفتد گذرم نظرات شما عزیزان: شنبه 13 اسفند 1390برچسب:, :: 10:56 :: نويسنده : بهمن خسروجردی
![]() ![]() |